بدون عنوان — «تو فقط دهنت را ببند»
هادی پاکزاد · · بهروزرسانی · 2 دقیقه مطالعه
بخش 25 از 32 در دلنوشتهها

تو فقط دهنت را ببند، عقاید محکمت را نگو، بیا با مفروضات من کمی دورتر برویم، از این جا ببین که رهگذرها چه میبینند ما را از پشت پنجره، دو تا آدم در حال مکالمه، از آن ور خیابان دو نفر که معلوم هم نیست حرف میزنند، از پنجره خانه آن طرف جنسیتمان هم به سختی معلوم میشود، خفه شو و ببین هنوز فواصل فیزیکی تو را کوچک و خواصت را کم میکنند، دوست داری فکرهای بزرگ کنی، باشد، این فیزیک را در نظر بگیر و بفهم که باید از مشتقات آن مثل زمان و فاصله بگذری و بعد رویا کنی، فکر کردی کجا آمدی؟ چه کسی گفته رویایت را این قدر آب بدهی و جلو آفتاب بگذاری تا سبز شود، آیا نمیبینی رویایت فقط بزرگ شده و در سرت نمیگنجد بی آن که سبز شده باشند؟ گم شو و از آسیب زدن به من که خودم درخت خشک بزرگم روی دستم مانده دست بردار، قهوه و کافه برای زمانی بین دو جان کندن است، نه، نه. من از تو نمیخواهم واقع بین باشی، عکس این، میخواهم در جایی که میبینی واقع شوی و مرا این قدر درد رویا ندهی، من هم رویا خانهای آن بالا تو سرم دارم، هفت قلم، از درختچههای نوپا تا درختانی سالخورده و عظیم، میخواهی خانه را با رویاهایش از سرم بکنم و به تو بدهم؟ از رویاهای تو زیباتر دارم، بزرگ تر دارم، دست نیافتنی تر دارم، بیا همه اش مال تو. زبان به دندان بگیر و ببر، بگذار به فکر فردا جمعهام باشم، بگذار این اداره رویاها یک روز را تعطیل باشد.
مجموعه
- 1.من یک مهندس هستم
- 2.قدم نزدگی
- 3.نامه سوم
- 4.بیماری عشق
- 5.بدون عنوان — «دو میلیگرم کلونازپام»
- 6.نامه شماره ۲
- 7.اشتباهی شده
- 8.دستکاری
- 9.بدون عنوان — «توافق، ترس، روان»
- 10.مثلا
- 11.دستان سبک
- 12.نام ببرید
- 13.فوریت
- 14.بدون عنوان — «در فیلمی مرد پیری گفت»
- 15.بدون عنوان — «شما در یک کشور جهان سوم زندگی میکنید»
- 16.بدون عنوان — «بر اساس داستان واقعی»
- 17.بدون عنوان — «تراژدی بیاستفادگی»
- 18.لباس نشوید
- 19.برده داری
- 20.درب اشتباه
- 21.صندلی
- 22.مقوله هرجایی عشق
- 23.موتورهای خسته
- 24.حرف زدن چیست
- 25.بدون عنوان — «تو فقط دهنت را ببند»
- 26.جاسوس
- 27.تمساح
- 28.شب بخیر
- 29.نامه شماره ۱
- 30.کارم تمام شده
- 31.بدون عنوان — «شعبده هم هنر است؟»
- 32.دلنوشتههای کوتاه هادی پاکزاد




دیدگاهها
دیدگاه بگذارید